ღ ♥ ღ نقاشی زیباترین گناه استღ ♥ ღ
- خاله معنای لغوی: خواهر مادر معنای استعاره ای: هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد. نقش سمبلیک: یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو کشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، زیر شاخه ها: شوهر خاله: یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله : همبازی دوران کودکی که یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یکی دیگه ازدواج می کنید یا باهاش ازدواج می کنید اما عاشق یکی دیگه هستید. مشاغل کاذب: خاله زنک بازی، خاله خانباجی. چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسکه. داشتن یک خاله ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است
- عمه معنای لغوی: خواهر پدر معنای استعاره ای: هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی که مادر چشم دیدنش را نداشته باشد. نقش سمبلیک: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه ی فحش هایی که می دهید. غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو
ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیک). زیر شاخه ها: شوهر عمه: یک مرد پولدار که سیبیل قیطانی دارد مشاغل کاذب: Match-Making چهره های معروف: عمه لیلا. ترجیع بند: دختر که رسید به بیست، باید به حالش گریست. داشتن یک عمه که در توصیفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسی های زندگی است.
- دایی معنای لغوی: برادر مادر معنای استعاره ای: هر مردی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی که پتانسیل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد. نقش سمبلیک: یکی از معدود مردانی که هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه کرد. غذای مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را که مادرش تعریف کنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت زیر شاخه ها: زن دایی: یک زن چاق و شاد که خیلی کدبانو است و جلوی مادر قپی می آید. پسردایی/دختردایی: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی مثل یک همرزم ساپورتتان می کنند. چهره های معروف: علی دایی ترجیع بند: همه چیز زیر سر این انگلیساست. سعی کنید حتما حداقل یک دایی داشته باشید.
- عمو معنای لغوی: برادر پدر معنای استعاره ای: هر مردی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد. نقش سمبلیک: یکی از مردانی که شما همیشه باید بهش بوس بدهید غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت. ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.
زیر شاخه ها: زن عمو: یک زن خوشگل مشاغل کاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی..![]()
و لباس می خرد.
آقا داییم بود.![]()
![]()
.
مثال: عمته... ۲- جواب همه ی محبت هایی که می کنید. مثال: به درد عمه ات می خوره... ۳- توجیه کلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذکر مثال معذوریم...![]()
.
و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آقا داییم بود.
دایی جان ناپلئون.![]()
![]()
![]()
و بعد بروید کارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یکی از مردانی که مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساکت شده، به فکر فرو می رود.![]()
که زیاد به شما توجه نمی کند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران کودکی که اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نکنید خطر را از سر گذرانده اید.![]()
| Design By : Night Skin |


